باد! امشب روی لحظه هایم وزیدن نگیر ...
من دیگر مشق هایم را با مداد سیاه نمی نویسم ...
مدادم رنگ یک رنگی ست ...
ساز، بی صدایی در خود شکست ...
فریاد بغض در سنگینی سکوت بیرون ریخت ...
صبر لحظه هایم کجا می رود؟! ...
گامهایش سریع و بی پرواست ...
مرا در این دیار جا مگذار ...
باران به باریدن دل خوش است ...
باران! کجایــــــــی؟! ... ببار.......
خدایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا چقدر صبوری ...