سلام !!! امیدوارم که حالتون خوب باشه ... آره برگشتم و میخوام بیشتر از همیشه بنویسم ... نزدیک ۵ ماهی میشه که اینجا ننوشتم ٬ زیادی دلم براش تنگ شده ... پس بی مقدمه مینویسم...

سوال
میدونی زندگی چیه؟
معنی زندگی رو چشیدی؟
سختیاشو چطور؟
محبت دیگران روت چه اصری گذاشته؟
عشقشون چطور؟
تا به حال کسی رو انقدر دوست داشتی که دوست داشته باشی نصف عمرتو از دست بدی و رود بمیری٬ اما تمام عمره باقی موندتو باهاش باشی؟
باهاش زندگی کنی؟
گرمیه دستاشو تو دستات حس کنی؟
طعم لباشو رو لبات بچشی؟
نفساشو رو صورتت درک کنی؟
بخوای تا جون داری ازش مواظبت کنی... تا اون کوچکترین ناراحتی رو نبینه؟
انقدر دوستش داشته باشی که با دیدنش با یکی دیگه خوشحال شی چون اون خوشحاله؟
شده عکسشو تا صبح تو دستات نگه داری و گریه کنی چون دلت واسش تنگ شده؟
جواب
زندگیه من تویی...
عشق تو معنی زندگیه...
دور بودن از تو سختی زندگیه...
مهرتو دید منو نسبت به زندگی عوش کرد...
عشق تو... دیوونم کرد...
حاضرم جونمو فدات کنم٬ اما فقط یک دقیقه در کنارت باشم...
گرمیه دستاتو با هیج جیزی عوض نمیکنم...
طعم لباتو هیچ مزه ای نمیتونه از لبام پاک کنه...
نفس تو ... هوای منه ...
تا جون دارم پا به پا باهات میام ... چه باشی... چه خسته بشی و بری ... میدونی که بازم منتظرت میمونم ...
فقط میخوام از ته دل خوشحال باشی ...
با عکست به یاد خاطراتمون میفتم ... زندگی میکنم ... فقط برای تو ...
و دوستت دارم ...
|