
...سبز
و...
این مسیر محدب چشمهای تو نیست
راه را اشتباه نوشتهام یقین
تا بوی منظم عود در فضای منزوی سینهام
این جور نرقصد...
سبز و...
چه خانقاه تاریکی ست این
که دستان کاگلیام را به رطوبت قنوط آمیخته
و هو هو های من به سرفه های خشک پاییز می ماند
...سبز
و...
مرا از چند قدم نزدیکتر بخوان
که آفرینشم درکابوسی از حروف مرموز گم شده است
تا تو
در این ردای بلند تصویر مندرس مرا
فراموش کنی...